آرسنال ـ میدلزبورو
شنبه ۲۵ اسفند ساعت ۲۰:۴۵
ورزشگاه امارات
وضعیت مصدومان
تئو والکات بعد از پشت سر گذاشتن دوره مصدومیت ( ران ) آماده بازی کردن شده است . کولو توره و رابین ون پرسی هم برای این بازی به طور کامل آماده شده اند . آبو دیابی ( ساق پا ) - توماس روسیچکی ( زرد پی ) و ادواردو دا سیلوا ( شکستگی پا ) غایبین آرسنال در این بازی هستند . قابل ذکر است که محرومیت ابوئه هم تمام شده و وی هم در این بازی حضور خواهد داشت.
در ادامه ونگر در مورد روسیچکی توضیحاتی داده است : "او از بازی با نیوکاستل به بعد مصدوم شده است و ما هنوز نمی دانیم که او کی برمیگردد ! ده روز دیگر بیست روز یا ... هنوز معلوم نیست و من هم به این خاطر بیسار متاسفم زیرا ما بازیکن بزرگی را از دست داده ایم . باید بگویم که مصدومیت او شدید بوده است اما خطری او را تهدید نمی کند ."
پس از حذف قهرمان حالا نوبت نایب قهرمان....
/normal_arsenal-liverpool%5B1%5D.jpg)
قرعه کشی مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا گفت:این قرعه بسیار جالب و این مسابقه رقابتی داغ خواهد بود.
مراسم قرعه کشی بعد ازظهر جمعه در مقر یوفا در سوئیس برگزارشد چگونگی رویارویی تیمهای حاضر در این مرحله را مشخص کرد.
آرسنال ـ لیورپول " شالکه ـ بارسلونا " رم ـ منچستر یونایتد " فنرباغچه ـ چلسی
آرسن ونگر درمورد این قرعه گفت:رغابتی داغ وهیجان انگیز خواهد بود انها حریفی هستند که ما باید در یک هفته سه مرتبه با آنها روبه رو شویم کسی
چه میداند؟هرچیزی ممکن است اتفاق بیافتد به هر حال آنها لیورپول هستند.
آنها در لیگ قهرمانان پیشرفت خوبی داشته اند ومن معتقدم میتوانیم انها را شکست دهیم بنابراین تیمی که در روز مسابقه در فرم خوبی قرارداشته
باشد میتواند نتیجه دلخواهش را بگیرد.ما تمام سعی وتلاشمان را خواهیم کرد که در بهترین فرممان با انها روبه رو شویم.
ایا برای آرسنال دشوار است که با یکی از رقبایش در لیگ برتر روبه رو شود:ونگردرپاسخ میگوید:ابدا اینطور نخواهد بود.
ونگر اضافه کرد:وقتی چهارتیم انگلیسی در این مرحله حضوردارند شما انتظار چنین قرعه ای را میکشیدو این چیز عجیبی نیست.
مرد فرانسوی در پایان گفت:این یک معادله ساده است اگرمیخواهید به فینال بروید وقهرمان شوید باید با همه روبه رو شوید.
ما قهرمان فصل گذشته این رقابتها را حذف کردیم امیدوارم نایب قهرمان فصل گذشته را نیز حذف کنیم.
آرسن ونگر:
دوستى با فرگوسن، هرگز!
/01529.jpg)
آرسن ونگر يكى از با اخلاق ترين مربيان فوتبال دنياست كه ترجيح مى دهد در هياهوى فوتبال جزيره، فوتبال تيمى خودش را پيش ببرد. او از علاقه اش به فوتبال باشگاهى مى گويد و اينكه فوتبال ملى اعتبارش را از دست داده.
يكى از باهوش ترين مربيان دنيا هستيد كه در طول دوران مربيگرى به بسيارى از موفقيت ها دست پيدا كرده ايد. دقيقا چه زمانى متوجه شديد كه فوتبال حرفه اصلى شما خواهد بود؟
< من در مدرسه دانش آموزى سختكوش و موفق بودم ولى مى دانستم كه هدف ديگرى در زندگى دارم. از ۹ سالگى وارد دنياى فوتبال شدم. آن روزها همه چيز فرق مى كرد. ۱۹ ساله بودم كه نخستين تجربه مربيگرى ام رقم خورد. براى من كه در دهكده اى كوچك زندگى مى كردم ورود به اين حرفه يك روياى دور دست به نظر مى رسيد. گاهى تصور مى كردم فوتباليست ها اصلا اهل يك سياره ديگر هستند علاوه بر اين براى والدينم سخت بود كه ببينند پسر درسخوان شان وارد اين حرفه مى شود چرا كه آن روزها فوتبال اصلا جدى گرفته نمى شد و آنها ترجيح مى دادند من وكيل يا دكتر شوم. تلاش زيادى براى متقاعد كردنشان به خرج دادم و خوشبختانه نهايتا موفق شدم تاريخى پرافتخار به نام آرسن ونگر ثبت كنم.
به نظر مى رسد ترجيح مى دهيد دوران بازيگرى تان را كم اهميت جلوه دهيد. چه نوع بازيكنى بوديد؟
< خب من هرگز بازيكن ملى نبودم اما در بالاترين سطح فوتبال فرانسه توپ زدم (قهرمانى در فرانسه با تيم استراسبورگ در سال ۱۹۷۹) . گاهى با خودم فكر مى كنم اگر شرايط و موقعيت بازيكنان امروزى را داشتم چه قدر مى توانستم بهتر باشم. من خيلى دير وارد دنياى فوتبال شدم اما تاثيرگذارترين مرد دوران زندگى ام مكس هيلد، معتقد بود من بازيكنى شايسته و خوب هستم. ابتدا مهاجم بودم، بعد هافبك و در نهايت مدافع مركزى. پس مى توانم هم در دفاع و هم در حمله با هر بازيكنى رقابت كنم.
شما از آن دست بازيكنانى بوديد كه هميشه آرزوى مربيگرى دارند؟ آنهايى كه دايما مشغول نت بردارى از حرف هاى مربى و اوضاع و احوال تيم هستند.
< در آن زمان دقيقا روى اين موضوع تمركز نكرده بودم چون اصلا نمى دانستم به اندازه كافى براى اين كار مناسبم يا نه اما هميشه رابطه خوبى بين من و مربيانم حاكم بود. گاهى ۶۰۰ مايل رانندگى مى كردم تا بازى بازيكنان مورد نظرم را نگاه كنم. گاهى ۲ ساعت قبل از بازى مى رسيدم و پشت دروازه و زير باران به تماشاى بازى مى ايستادم و همان شب بلافاصله بعد از بازى هم دوباره پشت فرمان مى نشستم و به سمت خانه مى راندم. اما اكثر مردم نمى دانند در ۳۱ سالگى در آكادمى سالزبورگ هم مربى بودم، هم استعدادياب، هم كاپيتان و حتى فيزيوتراپ تيم. تجربه آن روزها درس هاى بزرگى براى من به همراه داشت.
مهمترين دستاوردتان در آرسنال را چه مى دانيد؟ آيا ركورد ديگرى هست كه در ذهن داشته باشيد؟
< يك فصل كامل بدون شكست آن هم در شرايطى كه اكثر تيم ها با آمادگى كامل مقابل آرسنال صف آرايى مى كردند. اما ركورد ديگرى هست كه دوست دارم در همين فصل شكسته شود ولى الان چيزى درباره اش نمى گويم. براى گرفتن جواب اين سؤال روز آخر ليگ منتظرتان هستم.
بهتر نبود پاتريك ويرا و تيرى آنرى را يك فصل جلوتر مى فروختيد. ممكن بود پول بيشترى نصيب باشگاه شود؟
< ممكن است بعضى از هواداران معتقد باشند اين دو بدترين اشتباه زندگى شان را مرتكب شده اند ولى به نظر من پيشنهاد يوونتوس براى جذب ويرا پيشنهادى استثنايى بود. در آن زمان او ۲۹ سال داشت و ۹ سال با پيراهن آرسنال به ميدان رفته بود و تازه قراردادى ۵ ساله هم به او پيشنهاد شد. من نمى خواستم مانعى براى پيشرفت او باشم. اما در مورد آنرى اوضاع فرق مى كرد. تازه به ورزشگاه جديد نقل مكان كرده بوديم، اصلا نمى دانستيم مى توانيم در آنجا موفق باشيم يا نه، پس چطور مى توانستم به محبوب ترين بازيكن تيمم اجازه خروج بدهم. فصل بعد او باز هم اجازه خروج خواست. واقعا مقاومت برابر بازيكنى كه ۸ سال در خدمت يك تيم بوده سخت است.
قبل از شروع مسابقات هميشه جنگ هاى لفظى مربيان در مطبوعات خودنمايى مى كند. شما هم چنين شخصيتى داريد يا اين اظهارنظرها فقط زاييده تخيلات روزنامه هاست؟
< طبيعى است كه اظهارنظر مربيان قبل از بازى يا عكس العملشان بعد از مسابقه مرا آزار مى دهد. خب همانطور كه فرگوسن مرا آزار مى دهد من هم گاهى مجبور به مقابله به مثل مى شوم اما اين بخشى از بازى است. به عقيده من نمى توانى در چنين سطحى رقابت كنى و با رقيب ات دوست باشى. در عين حال احساس بدى ندارم و از كارم لذت مى برم.
به نظر مى رسد به شدت به معيارهاى اخلاقى پايبند باشيد به طور مثال هرگز قراردادى را زير پا نگذاشته ايد. آيا فوتبال تعهدنامه اخلاقى اش را فراموش كرده يا اصلا هرگز چنين چيزى وجود نداشته؟
< در پس فوتبال مسؤولتى عظيم نهفته است چرا كه هر مسابقه فوتبال در ليگ برتر ۵۰۰ تا ۷۰۰ ميليون و گاهى يك ميليارد بيننده در سراسر دنيا دارد. پسر بچه اى را در هند يا آفريقاى جنوبى تصور كنيد كه محو تماشاى بازى فابرگاس يا وين رونى است. تاثيرى كه بازيكنان بزرگ دارند انكارناپذير است. من معتقدم در كشورى مثل انگليس كه جنگ هاى زيادى در تاريخش ثبت شده، تيم هاى چند مليتى وظيفه دارند دوستى بين ملت ها را در بازى گروهى شان نشان بدهند.
سال ۲۰۰۰ كه براى مربيگرى تيم ملى انگليس كانديد شده بوديد ادعا كرديد مربى خارجى براى هدايت تيم ملى يك كشور انتخاب درستى نيست. هنوز هم به اين اصل معتقديد؟
< بله. تيم هاى مطرح در سطح ملى بايد حتما مربى داخلى داشته باشد. يادم هست كه اريكسون سوئدى به عنوان سرمربى تيم انگليس مقابل تيم كشورش قرار گرفت. مربى در اين شرايط احساس خوبى ندارد. اگر من مربى انگليس باشم و در مقابل فرانسه قرار بگيرم آيا اجازه دارم سرود ملى كشورم را زمزمه كنم؟ به هر حال من بخشى از فوتبال باشگاهى جزيره هستم اما در تيم ملى همه چيز بايد ملى باشد.
جايى گفته بوديد كه علاقه زيادى به فوتبال ملى نداريد. دليلش چيست؟
< طرفدار فوتبال ملى نيستم چون به واقع چهره فوتبال ملى به كل تخريب شده؛ روسيه زمانى يك كشور بود و امروز ۲۱ بخش شده؛ يوگسلاوى روزى يك كشور واحد بود و حالا به ۶ كشور كوچك تقسيم شده. در نتيجه سطح تيم ها افت كرد. بعد نوبت ورود تيم هايى مثل آندورا، جزاير فارو و سن ماريو بود تا بازيها جذابيت خود را از دست بدهند. وقتى اسم فوتبال ملى به ميان مى آيد خيلى ها تصور مى كنند سطح مسابقات بسيار بالاست اما در ۹۹ درصد مواقع سطح بازيها بسيار پايين تر از حد تصور است. به همين خاطر فوتبال باشگاهى را ترجيح مى دهم. تاكنون قهرمانان جام جهانى از كشورهايى بودند كه حداقل ۵۰ ميليون جمعيت دارند اما بازيكنى مثل رايان گيگز هرگز فرصت بازى در جام جهانى را پيدا نكرد يا مثلا اگر مارادونا در لوكزامبورگ به دنيا آمده بود هرگز در جام جهانى نمى درخشيد اما هنوز بعد از سال ها از مارادونا به عنوان بهترين بازيكن فوتبال دنيا ياد مى شود. ولى در سطح باشگاهى مى توانيد بهترين بازيكنان دنيا را در كنار هم قرار دهيد؛ اين است عدالت واقعى.
اگر بخواهيد يكى از قوانين فوتبال را عوض كنيد، آن كدام قانون خواهد بود؟
< قوانين زيادى هستند كه بايد تغيير كنند اما اگر فقط يك انتخاب داشته باشم اعلام مى كنم فقط كاپيتان اجازه صحبت با داور را دارد. وقتى ميليون ها نفر بازى را از تلويزيون تماشا مى كنند و به راحتى قادرند كلمات ركيكى كه نثار داور مى شود را لب خوانى كنند ديگر چيزى از اعتبار فوتبال باقى نمى ماند. به نظر من اعمال اين قانون در نهايت به حفظ اعتبار و اخلاقيات در فوتبال كمك مى كند.
كدام ليگ اروپا بهتر است؟

پيروزى ليورپول در خانه مردان اينتر دومين پيروزى باشگاه هاى انگلستان بر تيم هاى ايتاليايى در طول يك هفته را رقم زد. آيا حضور ۴ تيم انگليسى در رقابت هاى يك چهارم نهايى ليگ قهرمانان نشانه برترى ليگ برتر در مقايسه با سرى A نيست؟ آيا به اين معناست كه لاليگا و سرى A اعتبار خود را در پهنه اروپا از دست داده اند؟ «بهترين» واژه مناسبى براى تعريف موقعيت يك تيم فوتبال نيست! چرا كه هر تيم خواه حرفه اى و خواه غيرحرفه اى فراز و نشيب هاى بسيارى دارد. فوتبال بازى شگفتى ها است. امروز با گل هاى بسيار پيروز از ميدان خارج مى شوى و فردا مقابل يكى از ضعيف ترين و گمنام ترين تيم هاى ليگ، بازى را واگذار مى كنى. بنابراين نمى توان به طور قطع لقب بهترين را به هر تيمى داد اما يك چيز كاملاً مشخص است؛ اكنون ۴ تيم بزرگ از ليگ برتر و ۴ تيم از ليگ هاى بزرگ ديگر اروپا در مرحله يك چهارم نهايى مقابل هم قرار گرفته اند و اكثريت با انگليسى ها است! حال كه تيم ها از ۴ ليگ برتر اروپا باقى مانده اند، شاهد انواع و اقسام بازى هاى حرفه اى خواهيم بود. اگر خواهان فوتبال سريع و چالش هاى تنگاتنگ هستيد، تيم هاى انگليسى گزينه مناسبى هستند. اگر به مهارت و پيچيدگى اهميت مى دهيد، احتمالاً به فوتبال اسپانيا علاقه منديد. ايتاليا براى هواداران فوتبال تكنيكى و تاكتيكى خالى از لطف نيست و نتيجه گراها مى توانند فوتبال پرگل آلمان را تماشا كنند. هر تيم امتيازى براى تمايز و ارائه دارد اما اگر بخواهيم آنها را از ديد حرفه اى ارزيابى كنيم، ليگ قهرمانان گزينه مناسبى براى قضاوت نيست. ليگ قهرمانان يك رقابت بر سر جام است، بنابراين نمى توان نامش را يك ليگ درست و حسابى ناميد. به عنوان مثال ليورپول در سال هاى اخير، عملكرد هاى اروپايى اش به مراتب بهتر از عملكردهايش در ليگ داخلى بوده است. در ايتاليا هم همين گونه است. رم در داخل ايتاليا بازى را به اينتر واگذار كرد اما اين اينتر بود كه از راهيابى به مرحله يك چهارم نهايى بازماند. از طرفى اگر كسى معتقد باشد نتايج اين جام نشان دهنده ميزان حرفه اى بودن ليگ داخلى آن تيم است، بايد نگاهى به جام حذفى هر كشور نيز بيندازد. مطمئناً متقاعد خواهد شد پيروزى يا شكست ، دليل قدرت يك تيم نيست. هميشه برنده بودن يا كمتر شكست خوردن يا حتى چگونه پيروز شدن يا بازى را واگذار كردن بر داورى اين اصل اهميت دارد. هواداران معمولاً ليگ قهرمانان را براى تكميل افتخارات تيم محبوبشان لازم مى دانند زيرا در اين رقابت ها تنها تيم هاى سطح بالا توانايى ماندن دارند اما بازهم دليل خوبى براى مقايسه نيست. رئال مادريد، ميلان، اينتر و بسيارى ديگر از تيم هاى قوى اروپا از دور مسابقه حذف شده اند. از طرفى شايد بتوان اين طور نتيجه گرفت كه تيم هاى خوب به وسيله تيم هاى بهتر بركنار شده اند. اگر از اين زاويه به قضايا نگاه كنيم، مى توانيم بگوييم ليگ برتر انگلستان از برترى قابل ملاحظه اى نسبت به ساير ليگ هاى اروپايى برخوردار است. ديدگاه ديگر مى گويد با توجه به ميزان بازيكنان حرفه اى و ستاره هاى فوتبالى كه در لاليگا و سرى A توپ مى زنند، آن دسته اى كه تمايل به پيوستن به اين تيم ها را دارند، تيم هاى اسپانيايى و ايتاليايى را به ليگ برتر ترجيح مى دهند. بنابراين ديدگاه فوتباليست هاى حرفه اى دنيا شايد نسبت به هواداران ارجح تر باشد. به هر حال قضاوت بر سر بهترين ليگ اروپا به اين راحتى ها نيست. اگر ميلان در سرى A دچار چالش و كشمكش است به اين دليل مى باشد كه رقابت هاى اين ليگ مشكل و سخت است، بنابراين بايد گفت اين ليگ ها به قدر كافى حرفه اى هستند. شايد بحث بر سر نتيجه گرا بودن يا نبودن يك فوتبال است كه اگر چنين بود به جاى تيم هاى حاضر در يك چهارم نهايى بايد تيم هاى ديگرى را در فهرست مدعيان قهرمانى ببينيم. حقيقت اين است كه بسيارى از تيم ها در خانه راحت تر بازى مى كنند و بسيارى رقباى خارجى را آسانتر مى بينند. سيستم بازى، يكى ديگر از فاكتورهاى پيروزى مقابل خارجى ها يا داخلى ها محسوب مى شود اما آنچه مهم جلوه مى كند اين است كه تا وقتى اين ليگ ها